عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

347

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و متنبى [ 1 ] بيرون آمده بود از ناحيت چغانيان ، از ولايت با سند [ 2 ] ( 189 ) و روى به در آهنين ( آورد ) نام او مهدى و پيغمبرى دعوى كرد ، اندر سنه اثنين و عشرين و ثلثمائه دعوت آشكارا كرد ، و بسيار كس قصد او كردند و به دو بگرويدند . و اين مهدى شمشيرى حمايل داشتى ، و با هر كس كه او را خلاف كردى ، با آن حرب كردى ، و مردى محتال [ 3 ] بود ، و نيرنجهاى بسيار دانست از هر گونه ، چنان كه دست اندر حوض پر آب كرد ( ى ) و از آنجا مشت او پر دينار شدى . و از خوان او قومى انبوه بخوردندى هيچ نقصان نكردى ، و از آب جام او قومى سيراب شدندى ، و آن جام تهى نشدى . و قومى كه خاصهء او بودند ، هر روزى هر يكى از ايشان يكى خور ما خوردى ، و او را آن كفايت بودى . و چون اين خبر بنواحى بگسترد ، بس كس از عامهء جهال قصد او كردند . پس نامه رسيد سوى ابو على چغانى از بخارا ، كه كار آن متنبى را تدارك كن ! و ابو على مر ، با طلحه ؟ جعفر بن مردانشاه را بفرستاد . و اين مهدى به ده وردى بود ، اندر كوه شد و حرب كردند ، تا او را از كوه بيرون آوردند ، و سر او ببريدند ، و سوى ابو على فرستاد اندر - توبره . و ابو على به شومان بود ، و ابو على فرمود تا آن سر را به همه كس كه به دو بگرويده بودند بنمودند . پس به بخارا فرستاد . و ابو المظفر به بخارا همى بود ، تا روزى بر اسب نشست و همى آمد خطا او را بينداخت و سرش بر سنگى آمد ، و مغزش بيرون آمد و بمرد . و امير حميد تافته [ 4 ] شد ، و

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : مبنتى ؟ ولى متنبى مدعى نبوتست ( آثار الباقيه 204 ) . [ ( 2 - ) ] اصل : باسنداره ، ب : باشنداره ؟ در طبع ناظم اين كلمه باشذاره خوانده شده ، ولى اگر با دقت ديده شود ، كاتب حروف اره را با علامتى لغو كرده و باقى با سند ميماند ، كه شهركى بود از چغانيان بر راه بخارا و سمرقند ( حدود 109 ) و از چغانيان دو منزل فاصله داشت ( ابن حوقل 519 ) چون در ابن اثير 8 ر 109 با سند است بنابرين باشذاره ؟ ناظم كه در هيچ كتابى ديده نشد ، در متن به با سند نسخهء اصل تصحيح گرديد كه بتصريح ابن اثير از اعمال چغانيان بود . [ ( 3 - ) ] محتال : فريبنده . [ ( 4 - ) ] تافته شد : يعنى بهم پيچيد و غمگين شد .